باندهای بولینگر چیست؟

باندهای بولینگر توسط جان بولینگر توسعه یافته است ، نوارهای نوساناتی هستند که بالاتر و کمتر از  یک میانگین متحرک قرار دارند. نوسان بر اساس انحراف استاندارد است که با افزایش و کاهش نوسان تغییر می کند. وقتی نوسانات افزایش می یابد باندها به طور خودکار گسترده می شوند و با کاهش نوسانات منقبض می شوند. برای سیگنال ها ، می توان از باندهای بولینگر برای شناسایی الگوهای دو کف و دو سقف یا تعیین قدرت روند استفاده کرد.

محاسبات باندهای بولینگر:

 Middle Band = 20-day simple moving average (SMA)

 Upper Band = 20-day SMA + (20-day standard deviation of price x 2)

 Lower Band = 20-day SMA – (20-day standard deviation of price x 2)

باندهای بولینگر از یک باند میانی با دو باند بیرونی تشکیل شده اند. باند میانی یک میانگین متحرک ساده است که معمولاً روی ۲۰ دوره تنظیم می شود. از یک میانگین متحرک ساده استفاده می شود زیرا فرمول انحراف معیار نیز از یک میانگین متحرک ساده استفاده می کند. دوره بازگشت برای انحراف معیار همان دوره میانگین متحرک ساده است. باندهای بیرونی معمولاً با انحراف معیار ۲ استاندارد در بالا و پایین باند میانی تنظیم می شوند.

باندهای بولینگر

تنظیمات را می توان متناسب با ویژگی های خاص اوراق بهادار یا سبک های معاملاتی تنظیم کرد. بولینگر توصیه می کند تنظیمات افزایشی اندکی در ضریب انحراف معیار انجام دهید. تغییر تعداد دوره ها برای میانگین متحرک نیز بر تعداد دوره های مورد استفاده برای محاسبه انحراف استاندارد تأثیر می گذارد. بنابراین ، فقط تعدیلات کوچک برای ضریب انحراف استاندارد مورد نیاز است. افزایش دوره میانگین متحرک به طور خودکار تعداد دوره های مورد استفاده برای محاسبه انحراف معیار را افزایش می دهد و همچنین افزایش ضریب انحراف استاندارد را ضمانت می کند. با یک SMA 20 روزه، ضریب انحراف معیار ۲ تعیین شده است. بولینگر پیشنهاد می کند برای یک SMA 50 دوره ای ضریب انحراف استاندارد را به ۲٫۱ و ضریب انحراف استاندارد را به ۱٫۹ برای  دوره ۱۰ روزه کاهش دهید.

سیگنال دوکف:

سیگنال دو کف بخشی از کارهای آرتور مریل بود که ۱۶ الگو را با شکل اولیه W مشخص کرد. بولینگر از این الگوهای مختلف دو کف با باندهای بولینگر برای شناسایی سیگنالهای دوکف استفاده می کند ، که در یک روند نزولی تشکیل می شود و شامل دو کف واکنشی است. به طور خاص ، بولینگر به دنبال سیگنال دوکف است که کف دوم پایین تر از کف اول است اما بالاتر از باند پایین تر است. چهار مرحله برای تأیید سیگنال دوکف با باندهای بولینگر وجود دارد. اول ، یک واکنش کم تشکیل می شود. این کف معمولاً ، اما نه همیشه ، زیر نوار پایین است. دوم ، یک حرکت پرشتاب به سمت باند میانی وجود دارد. سوم ، تشکیل کف پایین تر از کف اول و بالاتر از باند پایین است. چهارم ، الگوی با حرکت قوی و با شکست مقاومت و عبور از باند میانی تایید می شود.

باندهای بولینگر دوکف

سیگنال دوسقف:

سیگنال دوسقف همچنین بخشی از کارهای آرتور مریل بود که ۱۶ الگو را با شکل اولیه دوسقف شناسایی کرد. بولینگر از این الگوهای مختلف دوسقف با باندهای بولینگر برای شناسایی سیگنال دوسقف استفاده می کند ، که اساساً مخالف سیگنال دوکف است. به گفته بولینگر ، سقف‌ها معمولاً پیچیده تر و کشیده تر از کف‌ها هستند.

باندهی بولینگر دو سقف

در ابتدایی ترین شکل خود ، یک سیگنال دو سقف شبیه به یک الگوی سقف دوقلو است. با این حال ، سطح سقف‌ها همیشه برابر نیست.سقف اول می تواند بالاتر یا پایین تر از بالاترین سقف دوم باشد. بولینگر پیشنهاد می کند که در هنگام افزایش قیمت ، علائم عدم تأیید را جستجو کنید. عدم تأیید با سه مرحله اتفاق می افتد. اول ، یک سهم یک سقف بالاتر از باند بالا ایجاد می کند. دوم ، برگشت به سمت باند میانی وجود دارد. سوم ، قیمت ها از بالاترین سقف قبلی پیش می روند اما نمی توانند به بالاترین سقف برسند. این یک علامت هشدار دهنده است. عدم توانایی سقف دوم بالا برای رسیدن به باند فوقانی ، روند رو به زوال را نشان می دهد ، که می تواند روند معکوس را پیش بینی کند. تأیید نهایی همراه با قطع پشتیبانی یا سیگنال نشانگر نزولی است.

نکات مهم در استفاده از باندهای بولینگر:

  • باندهای بولینگر معیار مناسبی برای تایید روند صعودی و نزولی هستند.
  • باندهاای بولینگر از اندیکاتورهای پیرو می باشند.
  • در استفاده از اندیکاتور باندهای بولینگر می بایست از دیگر اوسیلاتورها برای تایید استراتژی معاملاتی استفاده کرد.
  • در تایید الگوهای سقف و کف دوقلو می توان از آنها استفاده کرد.
  • قیمت می تواند به بالای باند بالایی و به کمتر از باند پایین نفوذ کنند.
  • بسته شدن قیمت در بالای نوار بالایی تایید برای ادامه دار بودن روند صعودی است.
  • بسته شدن قیمت در پایین تر از باند پایینی تاییدی بر ادامه دار بودن نوار نزولی است.
  • در روش پیشنهادی اقای بولینگر میانگین متحرک باند میانی، میانگین ساده متحرک ۲۰ روزه و انحراف معیار ۲ برای نوارهای بالایی و پایینی است.
نتیجه:

باندهای بولینگر جهت را با میانگین ۲۰ روزه متحرک ساده دوره ای و نوسان را با باند های بالا / پایین منعکس می کنند. به همین ترتیب ، می توان از آنها برای تعیین بالا یا پایین بودن قیمت استفاده کرد. به گفته بولینگر ، باندها باید حاوی ۸۸-۸۹٪ حرکات قیمتی باشند ، که این امر حرکت در خارج از باندها را توجیه می کند. از نظر تکنیکال ، قیمت ها بالاتر از باند بالا نسبتاً پایین هستند و قیمت های کمتر از باند پایین نیز کم  هستند. قرار نیست باندهای بولینگر مانند سایر شاخص ها به عنوان ابزاری مستقل مورد استفاده قرار گیرد. تحلیلگران تکنیکال برای تأیید باید باند بولینگر را با تجزیه و تحلیل روند اساسی و سایر شاخص ها ترکیب کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست